وابستگی به رسانه از گذشته تا حال
اشتیاق برای به دست آوردن اطلاعات و آموختن,وجود رسانه ها را آنقدر ضروری و حیاتی می کند که مخاطب نمی تواند زندگی بدون رسانه را تصور کند؛ انسان امروز نسبت به گذشته

 

اشتیاق برای به دست آوردن اطلاعات و آموختن، وجود رسانه ها را آنقدر ضروری و حیاتی می کند که مخاطب نمی تواند زندگی بدون رسانه را تصور کند؛ انسان امروز نسبت به گذشته به عنصری وابسته تر تبدیل شده که سهم عمده ای از زندگی اش را در رسانه ها جستجو می کند.

اگر در گذشته های دور رسانه محدود به چند پیام یا چند وسیله ارتباطی ساده بود اما در حال حاضر با توجه به افزایش و تنوعی که در رسانه ها وجود دارد تقریبا تمام اتفاقات زندگی روزمره ما با رسانه ها گره خورده. بالطبع نیاز بیشتر به یک وسیله وابستگی هم به آن بیشتر می شود و رسانه هم از این قانون مستثنی نیست.
هر رسانه ای با هر قابلیتی که داشته باشد همیشه تعدادی از مخاطب را با خود همراه می کند که این همراهی گاهی به یک رفتار همیشگی تبدیل می شود تا جاییکه مخاطب برای رفع نیازهایش خود را ملزم به دنبال کردن آن رسانه می داند.
این وابستگی بسته به زمان و نوع رسانه در هر دوره ای متفاوت بوده. از قبل از صنعت چاپ تا امروز که وجود شبکه های اجتماعی مرز بین رسانه و مخاطب را از بین برده نیاز به اطلاعات و به نوعی عطش دانستن برای دستیابی به اطلاعات به چشم می خورد.
در رابطه با وابستگی ای که بین مخاطب و رسانه اتفاق می افتد «روکیچ» و «دی فلور» نظریه ای را در سال 1976 مطرح کردند با نام نظریه ی وابستگی Dependency Theory که مخاطبان، روابط بین رسانه ها، جامعه و مخاطبان را مورد توجه قرار می دهد و با اشاره به نیازهای مخاطب از جمله داشتنِ اطلاعات از رویدادهای پیرامون از یک سو و نیز ندانستن و گریز از واقعیات از سوی دیگر، او را عنصری منفعل و وابسته به رسانه ها فرض می کند.
روکیچ و دی فلور در توصیف این نظریه می گویند: « نظریه ی وابستگی به عنوان یک نظریه ی بوم شناختی بر روابطِ بین نظام های بزرگ، متوسط و کوچک و اجزای آن ها تمرکز می کند. یک نظریه ی بوم شناختی، جامعه را به عنوان یک ساختار ارگانیک تلقی می کند و در صدد فهمِ ارتباطِ بین بخش های خُرد و کلان نظام های اجتماعی و تبیین رفتار هر یک از بخش ها برحسب این روابط است. نظام رسانه یک بخش مهم از تار و پود اجتماعیِ جامعه ی مدرن و دارای رابطه با افراد، گروه ها، سازمان ها و دیگر نهادهای اجتماعی است».

 

 معمولا در جوامعی که پیچیدگی های بیشتری وجود دارد حجم بالایی از اخبار تولید می شود و نیاز به رسانه هایی که توان پوشش این جریانات را داشته باشند بیشتر احساس می شود. در نتیجه رسانه با کارکرد های مختلفی شکل می گیرد که به دنبال رفع نیاز مخاطب و وابسته کردن او به خودش است


چند نکته در نظریه وابستگی
* این نظریه حاکی از آن است که افراد وابستگی های متفاوتی به رسانه ها دارند و این وابستگی ها از شخصی به شخص دیگر، از گروهی به گروه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است.
این تفاوت ها هم در نوع رسانه وجود دارد و هم در محتوایی که مخاطب دنبال می کند. مانند اینکه سینما در کشورهای اروپایی و آمریکایی از رسانه هایی است مخاطب بالایی دارد اما در کشورهای آسیایی این مخاطب کمتر است و یا در نوع محتوا که بازهم این تفاوت وجود دارد. اخبار علمی، فرهنگی، موضوعات سیاسی و .... هر کدام با توجه به فرهنگ ها و ارزش های موجود در هرکشور دنبال می شود. به طور مثال اخبار سیاسی از موضوعات مورد توجه در ایران است که هم حجم بالایی از اخبار را به خود اختصاص می دهد و هم اینکه مخاطبان زیادی دارد.
* به مرور هرچه جوامع توسعه یافته تر شد نیاز به دسترسی به اطلاعات بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در جامعه ی توسعه یافته ی جدید، بسیاری از اتفاقات زندگی و تجارت، مستلزم اطلاعات تازه و قابل اعتماد است و مخاطبان وابستگی زیادی به اطلاعات رسانه های جمعی دارند.
* مک کوایل و سون ویندال مهم ترین و اصلی ترین ایده ی نظریه وابستگی مخاطبان را وابسته بودنِ مخاطبان به منابع اطلاعاتیِ رسانه های جمعی برای دانستن و جهت گیری نسبت به رویدادهای اجتماعی ذکر می کنند.
در فرآیندی که برای وابستگی به مخاطب اتفاق می افتد سه عامل اصلی جامعه، رسانه و مخاطب وجود دارد، که این سه عامل باعث افزایش یا کاهش میزان وابستگیِ مخاطبان به رسانه ها می شود:
1. هرگاه در جامعه میزان تغییر، تضاد و بی نظمی افزایش یابد، مردم برای رفع ابهام و کسب اطمینان، به اطلاعات رسانه ها وابستگی بیشتری پیدا می کنند. چنان که به هنگام وقوع جنگ، انقلاب و دیگر بحران های اجتماعی، نیازهای خبری مردم بیشتر و لذا وابستگی شان به رسانه ها بیشتر می شود.
2. هر چقدر تعداد و محوریت کارکردهای اطلاعات رسانه ای بیشتر و گسترده تر باشد، میزان وابستگی مخاطبان افزایش می یابد.
3. هر چقدر دامنه و میزان نیاز مخاطبان به اطلاعات رسانه ای بیشتر باشد، میزان وابستگی شان به رسانه ها بیشتر است. چنانکه، فعالان اقتصادی، افراد علاقه مند به موضوعات و رویدادهای سیاسی و دوست داران رویدادهای ورزشی، در مقایسه با افراد بی علاقه به مسائل عمومی و بیگانه با نظام سیاسی، جهت کسب اخبار و اطلاعات دارای وابستگی بیشتری به رسانه ها هستند.

* معمولا در جوامعی که پیچیدگی های بیشتری وجود دارد حجم بالایی از اخبار تولید می شود و نیاز به رسانه هایی که توان پوشش این جریانات را داشته باشند بیشتر احساس می شود. در نتیجه رسانه  با کارکرد های مختلفی شکل می گیرد که به دنبال رفع نیاز مخاطب و وابسته کردن او به خودش است.
همچنین جوامعی که با تغییرات بیشتری مواجه هستند مخاطبان بیشتری را به خود نیازمند می کنند که این رفع نیاز در رسانه اتفاق می افتد.
* «مک کوایل» و «سون ویندال» ضعفِ نظریه وابستگی مخاطبان را بزرگ نشان دادنِ استقلال واقعی عناصر مختلف و خصوصاً عنصر نظام رسانه ای از نظام اجتماعی می دانند. نظام رسانه ای مایل است طوری مطرح شود که گویی یک

منبع : tebyan.net

منبع : بخش اطلاعات عمومی آکاایران
برچسب :