سرمایه‌گذاری اشتغالزا؛ بهترین راه استفاده از منابع حساب ذخیره ارزی

خرج کردن درآمدهای ارزی از اصل، کار نادرستی است. اما متاسفانه برخی استادان با تمام احترامی که برای آنها قایل هستم دچار کوتاه نگری شده و توصیه می‌کنند که درآمدهای ارزی را آنگونه خرج نکنند و اینگونه خرج کنند، درحالی که اصل خرج کردن این درآمدها نادرست است.

 

با توجه به اینکه در جامعه ما با انبوهی از تصلب ساختارها مواجه هستیم، باید متفکران جامعه بگویند که دراین شرایط چه کار کنیم و دچار کوتاه‌نگری نشوند بلکه منافع بلند مدت را در نظر گیرند.سرچشمه سوء تفاهم‌ها به یک مشترک لفظی به نام اقتصاد برمی‌گردد که در سه سطح تحلیلی خرد، کلان و توسعه در سه افق کوتاه، میان و بلند مدت مسایل اقتصادی باید دیده شود.در این میان تخصیص بهینه منابع یکی از چالش‌های کشور و کوتاه‌نگری، شتابزدگی و علم‌گریزی در تصمیمات از مشکلات اصلی است. مطالعات نشان می‌دهد که آثار علم‌گریزی در دراز مدت مخرب‌تر از آثار کوتاه مدت است.
اقتصاد دانایی محور نباید دچار اختلال شود. اما متاسفانه ما به صورت نهادی دچار مشکل مسوولیت‌گریزی هستیم. کانون آسیب‌پذیری اقتصاد کشور ۴ نقطه است؛ در شرایط اقتصاد رانتی، فساد مالی همزاد هر نوع فعالیت اقتصادی می‌شود، انواع نابرابری‌ها گسترش پیدا می‌کند، بخش‌های مولد مقهور بخش غیر مولد می‌شود و ریسک‌پذیری بخش کشاورزی از بخش صنعت بیشتر می‌شود. کشور هلند با وجود سابقه ۵۰۰ سال استعمارگری، منابع زیرزمینی در حد صفر دارد ولی با کار و تلاش در ۱۵ سال گذشته همواره جزء قدرت‌های درجه یک یا دو اقتصاد جهان بوده است.
در هلند شکوفایی درآمدی درشرایطی که برای آن زحمتی کشیده نشده است، بیماری نامیده می‌شود و این هوشمندی عالمان آن کشور را نشان می دهد، در حالی که در طرز تلقی ما «پول بادآورده» گرامی داشته می‌شود. در زمان گورباچف رییس جمهور وقت شوروی سابق، ۶-۷ نفر اقتصاددان برنده نوبل برای ارایه راهکار دعوت شده بودند که هرکس یک توصیه می‌کرد، یکی می‌گفت قیمت‌ها آزاد شود، یکی گفت کامپیوتر زیاد شود و ... ولی داگلاس نورث گفت توصیه می‌شود به سفارش هیچ‌یک از این آقایان توجه نشود، زیرا مسئله توسعه بسیار پیچیده است.
براساس مطالعه نورث از تاریخ ۱۰ هزار ساله تاریخ بشری، پدیده توسعه اقتصادی یک استثناء است و اصل برتوسعه نیافتگی است و ملت‌های اندکی به توسعه می‌رسند. درمورد درآمدهای نفتی هم باید گفت که حکم یک ابزار را دارند و خود ابزار حسن و قبح ذاتی ندارد، بلکه مهم این است که چه کسی و با چه هدفی از ابزار استفاده کنند. این که با درآمد نفتی چه کنیم محصول نظام برنامه‌ریزی است و نه محصول تراوش ایده‌ها. اصول راهنمای عملی برای دولت باید به اصطلاح قبل از مرگ سهراب تهیه و در مقیاس‌های ملی مطرح شود.
در ۵۰ سال گذشته ۹۵ درصد بنگاه‌های اقتصادی کشور کوچک بوده‌اند،‌آیا واقعا کمبود بنگاه‌ کوچک شکل است، در عمل بنگاه‌های کوچک موجود به سمت ارتقاء مقیاس حرکت نکرده‌اند و ۹۸ درصد بنگاه‌های کوچک ارتقاء وضعیت پیدا نکرده‌اند. براساس مطالعه مرکز پژوهش‌های مجلس حتی در کشورهای توسعه یافته ۵۰ تا ۷۰ درصد بنگاه‌های کوچک نمی‌توانند ادامه فعالیت بدهند، زیرا طیف وسیعی از ملاحظات برای ادامه کار آنها لازم است. اینجاست که ضرورت هماهنگی سیاست‌های دولت در خصوص بنگاه‌های کوچک احساس می‌شود.
در طی ۱۰ سال گذشته نسبت پس‌انداز به تولید ناخالص داخلی GDP بین ۲۵ تا ۳۷ درصد بوده است، در حالی که نسبت تشکیل سرمایه‌ دراین مدت همواره کمتر از ۷ درصد بوده است. این در حالی است که براساس نظریه سنتی توسعه، اگر در یک کشور ۳ سال پیاپی پس‌انداز ملی ۱۱ درصد رشد کند، آن کشور باید جهش اقتصادی پیدا کند. گزارش اقتصادی سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ بانک جهانی نشان می‌دهد که در فضای کسب و کار کشورها، ۹۰ درصد عوامل ناامنی به طرز سیاستگذاری و اجرای دولت‌ها برمی‌گردد. پس مسئله این است که چرا ما نمی‌توانیم از منابع مالی درست استفاده کنیم.
آمارها نشان می‌دهد که ۲۸ درصد سهم نااطمینانی در فضای کسب و کار به خاطر تغییرات پیاپی دولت‌ها، حدود ۳۰ درصد عوامل به خاطر سیاست‌های دولت‌ها و ۱۹ درصد عوامل به خاطر محدودیت‌های اجرایی دولت‌هاست. در این میان مسئله فساد مالی و عدم شفافیت ۱۰ درصد عوامل است که دولت‌ها بر هم‌زننده فضای کسب و کار هستند. ۱۰ پارادکس در مورد محورهای توسعه کشورهای در حال توسعه است که مهمترین محدودیت‌ این کشورها منابع مالی است، اما مطالعات گریفین نشان می‌دهدکه نسبت پس انداز به GDP در این کشورها نسبت به توسعه یافته‌ها دو برابر است، اما در استفاده از منابع پراسراف‌تر هستند. در کشور ما نیز براساس سند برنامه اول توسعه در سال ۱۳۶۸ از کل جمعیت فعال آن زمان ۴۰ درصد آنها هیچ نقشی در تولید ملی نداشته‌اند،‌ در حالی که این رقم در اسناد مقدماتی برنامه چهارم به ۵۳ درصد رسیده و دوسه هفته پیش مرکز آمار ایران گزارش داد ۵/۵۸ درصد جمعیت فعال کشور هیچ نقشی درتولید ملی ندارند.
ما از نظر ادعا گوش فلک را کر می‌کنیم که توسعه انسان محور است ولی کسی اعتراض نمی‌کند که چرا ۵/۵۸ درصد جمعیت نقشی درتولید ملی نداشته باشند. اینجاست که درمی‌یابیم تاتوجیه کارشناسی درست انجام نشود، هیچ تصمیم جدی درمورد مازاد منابع درآمد نفتی نباید گرفته شود. اهداف برگزیده باید بر محور ظرفیت جذب اقتصاد کشور ساماندهی شود، در زمان جنگ تحمیلی که در نخست وزیری بودم بحث ظرفیت جذب اقتصاد مطرح بود، الان وضعیت تخصیص منابع باید مطالعه شود. در چنین شرایطی رفتن به سمت برنامه‌های جاه‌طلبانه خطاست. منشاء آن هم منابع ارزی موجود است، درحالی که اصلا کمبود منابع مالی مطرح نیست. در پایان باید گفت تنگنای اصلی اقتصاد باید شناسایی شود، برای حداقل کردن آسیب اقتصادی باید طراحی لازم صورت گیرد و باید جلوی وقوع اتفاقات منفی دراز مدت را بگیریم.
منبع : ویستا

منبع : بخش اطلاعات عمومی آکاایران
برچسب :